آغازی در خانه ای دیگر
می 6, 2008
برای آغازی دیگر ، شاید بهانه ای هم نمی خواستم … شاید کوچ ِ دوستانم به این خانه ، بهانه ام شد ، شاید هم نیاز به تنوع و شاید هم نیاز به تحول … شاید هم هیچ ! هر چند هیچ کدام از این ها دلِ خسته ورمیده ی مرا التیام نیست ، اما آمدم تا … بی شک دوستان ِ خوبی اینجا دارم ، علیرضا ، اکبر ، کوهیار و مرتضی … که مهر بی پایان دارند بر من و از داشتنشان سخت دلشادم … شعرهای نغز علی رضا ، طنزهای کوهیار ، روزنوشت های اکبر و عکس های مرتضی ، بی بدیلند و نایاب … به هر روی ، بی کاروان کولی آمده تا ماندن ، ماندن و ماندن … بر این جاده ی نمناک …
خوش امدی
سلام پریســـــــــــــــای عزیز.
عکس های من بی بدیل و نایاب نیستند و اینا ارمغانی بوداز دفتر خاطرات جوونیهای من برای آزاد اندیشان جوانی چون شما
به وردپرس خوش اومدی.
دیدگاه ها و نوشته هات تحسین برانگیزه و امیدوارم مطالب وبلاگت برای دیگر دوستان وردپرسی هم افتخار آفرینی کنه.
سلام
خوش امدی
به به! خوشآمدي! اين جاده اگر نمناك است، آب زدهاند راه را تا شما برسيد.
اينهمكه آمدهاي تا بماني، مژدهايست ما را؛ بمان تا بمانيم.
سپاسي هم براي فوارهي هوش بشري كه دنيايي از شبكهها و در شبكه ساخته است تا كوليها هم بتوانند گرد هم بيايند و جايي داشته باشند.
حسرت و اندوه و گلايهاي هم نيست؛ روزي در دنياي خاك نيز جاي خودمان را خواهيم گرفت؛ پس تا آن روز، ميمانيم و ميمانيم و ميمانيم.
سلام اغازها همیشه شیرین بوده مخصوصا وقتی شخص خودش انتخاب میکنه ولی برای شما چرا اینقدر غمناک پنجره ها را بگشا دنیا بینهایت زیباست